جمعه ۲۹ تير ۱۳۹۷
مقالات ایثار و شهادت
اصول انساني و اخلاقي جنگ و جهاد در قرآن
اسلام دين رحمت و عطوفت است و مناديِ نوع‌دوستي. عدم تجاوز از حدود الهي و دعوت به اسلام و صلح‌طلبي، رعايت عهد و برخورد انساني با اسيران و... نمونه هايي از ماهيت دينِ مهر است. اما همه اينها نه نشانه سازش و تسليم كه آيتِ اقتدارند. صبر و صلح تا زمان عدم تعرض بيگانه است و اگر پاي تهديد و تعرض به به ميان آمد، تكليف مي‌شود جهاد و ناسازگاري. در بخش پيشين اين مقاله، اصول انساني و اخلاقي جنگ در قرآن كريم را مطرح كرديم. در حنگ با كفر ضرورت دعوت به اسلام از سر حكمت و اندرز و موعظه به حسنه و مناظره نيكو را به عنوان تكاليف مجاهدان مطرح كرديم. اما دشمن اگر به راه نيامد...

اشاره:‌

اسلام دين رحمت و عطوفت است و مناديِ نوع‌دوستي. عدم تجاوز از حدود الهي و دعوت به اسلام و صلح‌طلبي، رعايت عهد و برخورد انساني با اسيران و... نمونه هايي از ماهيت دينِ مهر است. اما همه اينها نه نشانه سازش و تسليم كه آيتِ اقتدارند. صبر و صلح تا زمان عدم تعرض بيگانه است و اگر پاي تهديد و تعرض به به ميان آمد، تكليف مي‌شود جهاد و ناسازگاري. در بخش پيشين اين مقاله، اصول انساني و اخلاقي جنگ در قرآن كريم را مطرح كرديم. در حنگ با كفر ضرورت دعوت به اسلام از سر حكمت و اندرز و موعظه به حسنه و مناظره نيكو را به عنوان تكاليف مجاهدان مطرح كرديم. اما دشمن اگر به راه نيامد...

مقابله به مثل

اسلام اجازه مقابله به مثل را به همان اندازه كه دشمن تعدي و تجاوزكرده به مسلمانان داده است و حتي مسلمانان را به چشم پوشي و گذشت از اين مقابله به مثل نيز تشويق مي‌كند.

«و اِن عاقَبتُم فَعاقِبُوا بِمثلِ ما عُوقِبتُم بِهِ وَ لَئِن صَبَرتُم لَهُوَ خَيرٌ للِصّابرين»

و اگر دشمن را عقوبت مي‌كنيد، به همان اندازه باشد كه عقوبت شده‌ايد؛ گرچه اگر تحمل بورزيد (و چشم بپوشيد) براي صابران بهتر است. (نحل:126)

و در آيه ديگر مي‌فرمايد:

«فَمَنِ اعتَدي عَلَيكُم فَاعتَدُوا عَلَيه بِمِثلِ مَا اَعتَدي عَلَيكُم وَ اتّقُوا الله وَ اعلَمُوا اِنَّ اللهَ مَعَ الُمتَّقين»

هركس به شما ستم و تعدي كرد، شما نيز به همان اندازه به او تعدي كنيد و از خدا بترسيد (و زياده روي ننماييد) و بدانيد خدا با پرهيزگاران است. (بقره:194)

درآيه اوّل، گرچه مقابله به مثل جايز شمرده شده، ولي در آخر آيه نيز مسلمانان به تحمل و چشم‌پوشي فراخوانده شده‌اند.

در كتب تفسير، شأن نزول آيه اوّل را (نحل/126) در مورد شهادت حضرت حمزه عموي پيامبر اسلام(ص) در جنگ اُحد نقل كرده‌اند كه پيامبر(ص) تصميم به مقابله به مثل در برابر دشمنان گرفتند و اين آيه نازل شد و پيامبر(ص) را دعوت به صبر نمود.

در بعضي از روايات مي‌خوانيم كه اين آيه در جنگ اُحد نازل شده، هنگامي كه پيامبر (ص) وضع دردناك شهادت عمويش، حمزة بن عبدالمطلب را ديد (كه دشمن به كشتن او قناعت نكرده، بلكه سينه و پهلوي او را با قساوت عجيبي دريده و قلبش را بيرون كشيده است و گوش و بيني‌اش را قطع كرده، بسيار منقلب و ناراحت شد) و فرمود: خدايا حمد از آن توست و شكايت به تو مي‌آورم و تو در برابر آنچه مي‌بينيم يار و مدد كارمايي.

سپس فرمود: اگر من بر آنها چيره شوم آنها را مثله مي‌كنم، آنها را مثله مي‌كنم، آنها را مثله مي‌كنم (و طبق روايت ديگري فرمود هفتاد نفر از آنها را مثله خواهم كرد). در اين هنگام آيه نازل شد (و ان عاقبتم فعاقَبوا بِمِثل ما عُوقِبتُم بِهِ وَ لَئِن صَبَرتُم لَهُوَ خَيرٌلِلصّابِرين). بلافاصله پيامبر(ص)عرض كرد: خدايا! صبر مي‌كنم، خدايا صبر مي‌كنم، خدايا صبر مي‌كنم.

با اينكه اين لحظه شايد دردناك‌ترين لحظه‌اي بود كه در تمام عمر بر پيامبر(ص) گذشت، ولي باز پيامبر(ص) راه دوم را كه راه عفو و گذشت بود، انتخاب فرمود و چنان كه در تاريخ در سرگذشت فتح مكه مي‌خوانيم، آن روز كه پيامبر(ص) بر اين سنگدلان پيروز و مسلط شد، فرمان عفو عمومي صادر فرمود و به وعده خويش در جنگ اُحد وفا كرد. به‌راستي اگر انسان بخواهد نمونه عالي بزرگواري و عواطف انساني را ببيند، بايد داستان اُحد را دركنار داستان فتح مكه بگذارد و آن دو را با هم مقايسه كند.

شايد تاكنون هيچ ملت پيروز مسلطي با قوم شكست خورده، معامله‌اي را كه پيامبر(ص) و مسلمانان پس از پيروزي با مشركان مكه كردند، نكرده باشد؛ آن هم در محيطي كه انتقام و كينه‌توزي در بافت جامعه نفوذ كرده بود و كينه‌ها را نسل به نسل به ميراث مي¬گذاشت و اصولاً ترك انتقام جويي در آن محيط عيب بزرگي به شمار مي‌آمد.

(مكارم شيرازي، 475:1384)

پناه دادن به دشمن براي شنيدن كلام حق

«و اِنْ اَحَدٍ مِنَ الُمْشرِكينَ اسْتِجارَكَ فَاَجِرْهُ حتّي يَسْمَعَ كَلامَ اللهِ ثُمَّ ابَلِغْهُ مَاْمِنُه ذلِكَ بِاَنَّهُمْ قَوْمٌ لايَفْقَهُونَ»

اگر يكي از مشركان از تو پناهندگي بخواهد، به او پناه ده تا كلام خدا را بشنود، سپس او را به محل امنش برسان، زيرا آنان گروهي نا آگاهند. (توبه:6)

اين آيه نيز از آياتي است كه ادعاي ناحق دشمنان را باطل مي‌كند. اسلام حتي در جبهه جنگ نيز آماده است اصول دعوتش را براي طالبان هدايت تبيين كند، سپس آنان را به محل امني كه از شمشير مسلمانان در امان باشد، برساند تا با آگاهي در مقابل حق خاضع شوند. (فرامرزي و همكاران،117:1384)

مرحوم طبرسي در توضيح «ثُمَّ اَبِلغْهُ مَاْمِنُه» مي‌نويسد:

معناي اين جمله آن است كه اگر اسلام آورد به خير دنيا و آخرت نايل گرديده و اگر اسلام را نپذيرفت او را نكش، بلكه او را به ديار خودش، جايي كه جانش و مالش در امان باشد برسان. (طبرسي،1408هـ :13)

جمله «ثُمَّ اَبلِغْهُ مَاِمنُه» براي اين آورده شده كه با كمال عنايت بر بازشدن راه هدايت به روي مردم دلالت كند و بفهماند كه اسلام تا چه اندازه خواسته است حرمت مردم را در زندگي و كارهاي حياتي آنان حفظ كند. آري اسلام از به كار بردن كلماتي نظير «بايد چنين شود» و «خدا چنين خواسته » اغماض كرده تا مردم اگر هلاك مي‌شوند و اگر به راه زندگي مي‌افتند، در هر دو حال اختيارشان بعد از فهميدن و تمام شدن حجت باشد و ديگر بعد از آمدن انبيا، بشر به خدا حجتي نداشته باشد ». (علامه طباطبايي، 239:1363)

در كجاي عالم شما چنين مكتبي سراغ داريد كه براي هدايت دشمنانش اين قدر اهميت بدهد و از هر شرايطي كه پيش مي‌آيد براي هدايت آنان استفاده كند. مسلماً چنين مكتبي نمي‌تواند فقط كشتن و از بين بردن دشمن جزو اهدافش باشد، بلكه مي‌خواهد تا آنجا كه ممكن است آنها را هدايت كند و اهل نجات قرار دهد.

صلح‌پذيري در اسلام

« وَ اِن جَنَحُوا لِلسَّلمِ فَاجنَح لَها وَ تَوكَّل عَلَي الله اِنُّه هُوَ السَّميعُ العَليم»

و اگر تمايل به صلح نشان دهند، تو نيز تمايل نشان داده و بر خداوند توكل كن كه او شنوا و داناست. (انفال:61)

اين آيه دقيقاً بعد از آيه « وَ اَعِدّوالَهُمْ مَااستَطَعْتُم مِن قُوَّه... » قرار دارد؛ يعني با وجودي كه اسلام مسلمانان را بر كسب آمادگي دفاعي در حد توان فرا مي‌خواند، دستور مي‌دهد كه اگر دشمنان شما مايل به صلح و عدم درگيري هستند، شما اصراري بر جنگ و درگيري با آنان نداشته باشيد و اگر پيشنهاد صلح كردند، از آنان بپذيريد.

«فَاِنِ اعتَزَلُوكُم فَلَم يُقاتِلُوكُم وَ اَلقَوا اِلَيكُم السِّلَمَ فَما جَعَلَ اللهُ لَكُم عَلَيهِم سَبيلاً»

پس اگر از شما كناره گرفتند و با شما نجنگيدند و پيشنهاد صلح كردند، خداوند به شما اجازه نمي‌دهد كه معترض آنان شويد. (نساء:90)

اين آيه نيز مسلمانان را به صلح ترغيب مي‌كند و به آنان اجازه جنگ با كساني كه خواهان صلح هستند نمي‌دهد. حال آيا باز هم جا دارد كه به اسلام تهمت جنگ‌طلبي و خشونت‌طلبي زده شود؟

رعايت عهد و پيمان از طرف مسلمانان

«اِلاّ الَّذينَ عاهَدْتُم مِنَ الُمشرِكين ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُم شَيئاً وَ لَم يَظهَرُوا عَلَيكُم اَحَداً فَاَتمّوُا اِلَيهِم عَهدَهُم اِلي مُدَّتِهِم اِنََّ اللهَ يُحبُّ الُمتَّقين»

مگر آن گروه از مشركان كه با آنها عهد بستيد و عهد شما نشكستند و هيچ يك از دشمنان شما را ياري نكردند، پس با آنها عهد را تا پايان مدتشان محترم شمريد كه خداوند پرهيزگاران را دوست دارد. (توبه:4)

 در صورتي كه مسلمانان با گروه، قبيله يا كشوري عهد و پيمان صلح بستند، به هيچ بهانه‌اي نمي‌توانند پيمان خود را نقض كنند و با اين توجيه كه در آن زمان ما ضعيف بوديم و اين عهد را پذيرفتيم، ولي حالا چون قوي هستيم پس بايد حق و حقوق خودمان را بگيريم، پيمان خود را فراموش كنند.

 در سال نهم هجرت با نازل شدن سوره برائت، پيامبر اسلام(ص) موظف شد به همه مشركان اعلام كند كه شرك جرم است و مشرك راهي جز اسلام آوردن يا پذيرفتن جنگ ندارد، ولي در همين سوره اعلام شد كه رعايت عهد و پيمان لازم است و مشركاني كه با مسلمانان عهد و پيمان صلح بسته‌اند تا زمان پايان پيمان در امان مي‌باشند. (توبه:3تا5)

فراء مي‌گويد: خداوند قوم بني‌كنانه و بني‌صخره را از برائت خود و رسولش مستثنا كرد، زيرا آنها نُه ماه ديگر تا پايان پيمانشان باقي‌مانده بود و لذا خداوند امر فرمود كه تا پايان اين مدت، مسلمانان پيمان را نشكنند. از طرف اين دو گروه نيز اين پيمان نقض نشده بود.

ابن عباس مي‌گويد: آيه مربوط به هركسي است كه با خدا و رسول پيمان بسته باشد و پيمانش را نقض نكرده باشد.

«ثُمَّ لَمْ يَنْقُضُوكُمْ شَيئاً» يعني از شروط پيمان چيزي كم نكنند. «وَلَمْ يُظاهِروُا عَلَيْكُم اَحداً» و هيچ كس از دشمنانِ شما را ياري نكنند. (طبرسي، 1408ه:10)

كدام مكتب افراد خود را سفارش مي‌كند به اينكه بايد با دشمنان نيز عهد و پيمان را رعايت نمايند، وفاي به عهد ممكن است براي مسلمانان ضررهاي مقطعي نيز داشته باشد ولي رعايت عهد و پيمان در اسلام با اهميت‌تر از سود و زيان‌هاي مقطعي است.

برخورد با اسيران در اسلام

«يا ايُّهاَ النَّبيُ قُل لِمَن في اَيدِيكُم مِن الاَسري اِنً يَعلَمِ اللهُ فيِ قُلُوُبِكُم خَيراً يُؤتِكُم خَيراً مِمّا اُخِذَ مِنكُمْ و يَغفِرلَكُم وَاللهُ غَفُورٌ رَحيم»

اي پيامبر به اسيراني كه در دست شما هستند بگو اگرخداوند در دل‌هاي شما خير و نيكي بداند، بهتر از آنچه از شما گرفته شده، به شما مي‌بخشد و گناهانتان را مي‌آمرزد و خداوند آمرزنده و مهربان است. (انفال:70)

اين آيه به بهترين وجه اسيران را به اسلام دعوت كرده است و به آنان اطمينان خاطر داده كه گرچه شما اسير شده‌ايد و براي آزادي فديه پرداخته‌ايد، بدانيد اگر دل‌هاي شما به حق تمايل پيدا كند و به خدا رو آوريد، بهتر از آنچه از دست داده‌ايد به شما مي‌دهد و گناهانتان را مي‌آمرزد و گذشته شما را پاك مي‌كند. اين لطيف‌ترين و مهربانانه‌ترين كلام با اسير است كه خداي متعال به آنان خطاب كرده است. مسلمانان موظّفند تا قبل از تعيين تكليف با اسيران به طور انساني رفتار كنند و از آزار و اذيت‌شان خودداري ورزند و به اسيران آب و غذا بدهند.

امام صادق (ع) مي‌فرمايند: هركسي كه اسير مي‌گيرد، حتي اگر بناست آن اسير فردا كشته شود، لازم است به او غذا بدهد، او را سيراب گرداند و با او مدارا كند؛ خواه كافر باشد يا غيركافر. (حرعاملي،68:1403)

در سوره محمّد آيه 4 خداوند مي‌فرمايد: «...فَاِمّا مَنّاً بَعْدُ وَاِمّا فِداءً...»

پس يا آنان را ( بدون قيد و شرط ) آزاد كنيد و يا در برابر فديه آنان را آزاد سازيد.

فديه مي‌تواند، پول، كالا، خدمت و مبادله با اسيران خودي باشد. در اين آيه شريفه ابتدا به آزادي بي قيد و شرط اشاره شده و بعد آزادي از راه فديه گرفتن و اين تقدّم و تأخّر نشانگر آن است كه اسلام به آزادي بي قيد و شرط تشويق و اين پيام را القا مي‌كند كه در صورت امكان، اسيران جنگي را بدون فديه گرفتن آزاد سازيد. اين برخورد اسلام با اسيران جنگي است كه با وجود اينكه اسير هستند، ولي اسلام خود را موظّف به رعايت حقوق آنان مي‌داند.

جهاد اسلامي نبايد هدف مادي داشته باشد

«يا اَيُّهاَ الَّذينَ آمَنُوا اِذا ضَرَبتُم في سَبيِلِ اللهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لاتَقُولُوا لِمَنْ ألقَي إِلَيكُم السِّلَم لَستَ مَؤمِناً تَبتَغُونَ عَرَضَ الَحيوِةِ الدُّنيا فَعِندَاللهِ مَغانِمُ كَثيرهٌ كَذلِكَ كُنتُم مِن قَبلُ فَمَنَّ الله عَلَيكُم فَتَبيَّنُوا اِنَّ اللهَ كانَ بِما تَعمَلُونَ خَبيراً»

اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! هنگامي كه در راه خدا گام مي‌زنيد (و به سفري براي جهاد مي‌رويد) تحقيق كنيد و به خاطر اينكه سرمايه ناپايدار دنيا (و غنايمي) به دست آوريد، به كسي كه اظهار صلح و اسلام مي‌كند نگوييد: «مسلمان نيستي»! زيرا غنيمت‌هاي فراواني (براي شما) نزد خداست. شما قبلاً چنين بوديد و خداوند بر شما منّت نهاد (و هدايت شديد). پس (به شكرانه اين نعمت بزرگ) تحقيق كنيد. خداوند به آنچه انجام مي‌دهيد آگاه است. (نساء:94)

آيه فوق به خوبي اين حقيقت را روشن مي‌سازد كه هيچ مسلماني نبايد براي هدف مادّي گام در ميدان جهاد بگذارد و به همين دليل، بايد نخستين اظهار ايمان را از طرف دشمن بپذيرد و به نداي صلح و اسلام او پاسخ گويد؛ اگر چه از غنايم مادّي فراوان محروم گردد، زيرا هدف از جهاد اسلامي توسعه‌طلبي و جمع‌آوري غنايم نيست، بلكه هدف آزاد شدن انسان‌ها از قيد بندگي خداوندان زر و زور است و هر زمان كه روزنه اميدي به سوي اين حقيقت گشوده شد، بايد به سوي آن شتافت.

در تفاسير اسلامي شأن نزول‌هايي درباره آيه فوق آمده است كه كم و بيش با هم شباهت دارند. از جمله اينكه: پيامبر(ص) بعد از بازگشت از جنگ خيبر، اُسامه بن زيد را با جمعي از مسلمانان به سوي يهودياني كه در يكي از روستاهاي فدك زندگي مي‌كردند، فرستاد تا آنها را به سوي اسلام و يا قبول شرايط ذمّه دعوت كنند.

يكي از يهوديان به نام مرداس كه از آمدن سپاه اسلام باخبر شده بود، اموال و فرزندان خود را در پناه كوهي قرار داد و به استقبال مسلمانان شتافت، در حالي كه به يگانگي خدا و نبوت پيامبر(ص) گواهي مي‌داد. اُسامه بن زيد به گمان اينكه مرد يهودي از ترس جان و براي حفظ مال اظهار اسلام مي‌كند و در باطن مسلمان نيست، به او حمله كرد و وي را كشت و گوسفندانش را به غنيمت گرفت. هنگامي كه خبر به پيامبر(ص) رسيد، حضرت از اين جريان سخت ناراحت شدند و فرمودند: تو مسلماني را كشتي! اسامه ناراحت شد و عرض كرد: اين مرد از ترس جان و براي حفظ مالش اظهار اسلام كرد. پيامبر(ص) فرمود: تو كه از درون او آگاه نبودي، چه مي‌داني؟ شايد به راستي مسلمان شده بود. در اين موقع آيه فوق نازل شد و به مسلمانان هشدار داد كه به خاطر غنايم جنگي و مانند آن هيچ‌گاه انكار سخن كساني را كه اظهار اسلام مي‌كنند، ننمايند. (مكارم شيرازي و همكاران، 72:1384)

اسلام براي دستيابي به غنيمت و غارت اموال مردم و كشورها به جنگ نمي‌پردازد و سربازان را به شدت از اين كار باز مي‌دارد. از نظر اسلام جنگي كه به قصد طمع مادّي و كسب غنايم و منافع دنيوي صورت پذيرد، مردود است.

تحريم جنگ در ماه‌هاي حرام

در سوره توبه خداوند مسلمانان را در چهار ماه از جنگ و قتال برحذر مي‌دارد و آن را حرام مي‌شمارد و جنگ در اين چهار ماه، يعني ماه‌هاي ذي‌القعده، ذي‌الحجه، محرم و رجب را ممنوع اعلام مي‌كند.

«اِنَّ عَِّدةَ الشُّهُورِ عِندَاللهِ اَثنَا عَشَرَ شَهراً فيِ كِتابِ اللهِ يَومَ خَلَقَ السَّمواتِ وَ الاَرضَ مِنها اَربَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدّينُ القَيِّمُ»

تعداد ماه‌ها نزد خداوند در كتاب (آفرينش) الهي از آن روز كه آسمان‌ها و زمين را آفريده، دوازده ماه است كه از آن چهار ماه، ماه حرام است؛ اين است دين استوار. (توبه:36)

در سوره بقره خداوند جنگ در اين چهار ماه را گناهي بزرگ مي‌داند و مي‌فرمايد:

«يَسئَلُوُنَكَ عَنِ الشَّهرِ الْحَرامِ قِتالٍ فيهِ قُل قِتالٌ فيهِ كَبيرٌ»

از تو درباره جنگ كردن در ماه حرام سؤال مي‌كنند؛ بگو جنگ در آن گناهي بزرگ است. (بقره:217)

در اين آيات به يكي ديگر از مقررات جنگ و جهاد اسلامي اشاره شده است و آن احترام به ماه‌هاي حرام و پرهيز از جنگ و خونريزي در اين چهار ماه مي‌باشد.

فلسفه تحريم جنگ در ماه‌هاي حرام

تحريم جنگ در اين چهار ماه يكي از طرق پايان دادن به جنگ‌هاي طولاني مدت و وسيله‌اي براي دعوت به صلح و آرامش بود، زيرا هنگامي كه جنگجويان چهار ماه از سال، اسلحه خود را به زمين بگذارند، فرصتي براي تفكر و انديشه در يك فضاي آرام و به دور از جنگ به وجود مي‌آيد كه زمينه‌اي مناسب براي پايان يافتن بسياري از جنگ‌ها را فراهم مي‌سازد. هميشه ادامه يك كار با شروع مجدد آن پس از خاموشي تفاوت دارد و شروع مجدد به مراتب مشكل‌تر از ادامه آن است.

اسلام براي پيروان خود در هر سال يك آتش‌بس چهار ماهه اعلام مي‌دارد و اين خود نشانه روح صلح‌طلبي اسلام است. البته اگر دشمن بخواهد از اين قانون اسلامي سوءاستفاده نمايد و حريم ماه‌هاي حرام را بشكند، اجازه مقابله به مثل به مسلمانان داده شده است.

مسجدالحرام، حرم امن الهي

«وَ لاتُقاتِلُوهُم عِندَ الْمَسْجِدِ الَحَرامِ حَتّي يُقاتِلُوكُم فيه، فََاِنْ قاتلُوكُم فَاقتُلُوهُم كَذلِك جَزاءُ الكافِرينَ»

و با آنها در نزد مسجدالحرام جنگ نكنيد، مگر اينكه درآنجا با شما بجنگند. پس اگر (درآنجا) با شما پيكار كردند، آنها را به قتل برسانيد؛ چنين است جزاي كافران. (بقره:191)

حرمت مسجدالحرام و دوري از جنگ و خونريزي در آن مكان مقدس مي¬تواند درگيري‌ها را محدود نمايد، اما اگر دشمن بخواهد از اين مكان مقدس سوءاستفاده كند و حرمت آن را نگه ندارد، قرآن مي‌فرمايد: در اين صورت شما هم با آنان بجنگيد تا آنها را از ميان برداريد.

نتيجه‌گيري

اُصول انساني و اخلاقي جنگ در اسلام را مي‌توان به سه مرحله تقسيم كرد:

1. قبل از جنگ

2. در حين جنگ

3. بعد از جنگ

در مرحله اوّل، رعايت اين اصول از طرف مسلمانان الزامي است:

- آگاهي و بصيرت دادن به دشمنان براي فهم حقيقت و راه هدايت: هدف اسلام نابودكردن دشمن نيست، بلكه مي‌خواهد همه انسان‌ها به سوي هدايت و رستگاري رهنمون شوند. (نحل:125)

- صلح پذيري: اسلام در عين حال كه مسلمانان را به تهيه عِدّه و عُدّه و آمادگي براي مقابله با دشمنان فرا مي‌خواند، توصيه مي‌كند چنانچه دشمن تمايل به صلح داشته باشد، شما هم صلح‌پذير باشيد. (انفال:61)

- رعايت عهد و پيمان با دشمن: اسلام به مسلمانان سفارش مي‌كند اگر دشمنان شما با شما پيماني بستند، تا زماني كه آن را نشكسته‌اند، شما پيمان را محترم داريد و نقض‌كننده آن نباشيد. (توبه:4)

- نداشتن هـدف مادي در جنگ با دشـمن: اسلام، جنگ براي به دست آوردن غنايم و اهداف مادي را مردود مي‌شمارد و توصيه مي‌كند اگر دشمن تسليم شد، حق جنگيدن با او را نداريد، اگر چه از غنايم زيادي محروم شويد. (نساء:94)

در مرحله دوم، يعني هنگام درگيري با دشمن، مسلمانان بايد اين نكات را رعايت كنند:

- عدم تعدي و تجاوز از حدود: اسلام مسلمانان را به رعايت حدود و قوانين جنگ، در حال درگيري با دشمن توصيه مي كند وازآنان مي خواهد ازحدود خويش تجاوز نكنند. (بقره:190)

- مقابله به مثل: تأكيد اسلام بر اين است كه اگر تصميم به مجازات دشمن گرفتيد، به همان اندازه كه او به شما خسارت وارد كرده است، به او خسارت بزنيد، نه بيشتر. البته باز هم در عين حال توصيه به اين است كه آنها را در صورت امكان مورد عفو قرار دهيد. (نحل:126)

- پناه دادن به دشمن براي شنيدن پيام اسلام: توصيه اسلام بر اين است كه در حال درگيري اگر يكي از دشمنان، براي شنيدن پيام اسلام پناهندگي بخواهد و شما بتوانيد و برايتان مقدور باشد، به او پناه دهيد. (توبه:6)

در مرحله سوم كه بعد از درگيري و جنگ با دشمن است، اسلام در مورد اسيران دشمن سفارش مي‌كند و از مسلمانان مي¬خواهد با آنان برخورد نيكو داشته باشند، آنان را به اسلام دعوت نمايند، زمينه پذيرش هدايت را براي آنان فراهم سازند و آنان را بدون فديه يا با گرفتن فديه آزاد كنند. (انفال:70)

پي‌نوشت:

1. پژوهشگر دانشكده علوم پايه جهادي / دانشگاه افسري و تربيت پاسداري امام حسين(ع).

منابع:

1. قرآن كريم

2. حرعاملي، محمّد بن الحسن (1403)ه.ق. « وسائل الشيعه ». تهران: مكتبه الاسلاميه.

3. علامه طباطبايي، سيدمحمّد حسين (1363)ش. «تفسيرالميزان». (سيدمحمّدباقر موسوي همداني، مترجم). تهران: انتشارات اميركبير.

4. طبرسي، ابي علي الفضل بن الحسن (1408)هـ. ق. «مجمع البيان». لبنان: دارالمعرفه بيروت.

5. عبداللهي، مهدي (1382)ش. «جهاد و دفاع در اسلام». قم: اداره آموزش عقيدتي سياسي نمايندگي ولي فقيه در سپاه.

6. فرامرزي، احمد و صادق حيدري (1384)ش. «جنگ و جهاد در قرآن». قم: اداره آموزش‌هاي عقيدتي سياسي نمايندگي ولي فقيه در سپاه.

7. مكارم شيرازي، ناصر (1384)ش. «تفسير نمونه». تهران: دارالكتب الاسلاميه.

8. نوري، حسين (1376)ش. «جهاد». قم: دفتر نشرفرهنگ اسلامي.

 گردآورنده: محمدباقر عباسي

*نام و نام خانوادگي :

پست الکترونيکي :

*مطلب :
۱) نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .