يكشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷
پدید آورنده : مهدی سعیدی
شهیدان شوخ طبع بودند، اما...
در خاطرات پیر و مراد شهدا می خوانیم: هنگامی که از مجلسی بیرون می آمدند، به شدت مراقب بودند که حتی پای خود را روی کفش دیگری نگذارند. حال چگونه است که ما اشتباهات شهید را به عنوان خاطرات خنده دار، که بعضاً الگوی دیگران هم قرار می گیرد، معرفی می کنیم؟

وسط صحبتمان، یک دفعه گفت: «دگمة پیراهنت را لازم داری؟» تعجب کردم. فهمیدم که باز هم... پیش خودم گفتم اگه بگم نه، بی خیال میشه. وقتی گفتم نه، دکمه را کند و پرت کرد دور... راهش را گرفت و رفت. فردا دوباره من را دید. گفت: «دگمه پیراهنت را لازم داری؟» گفتم آره. خیلی سریع دگمه را کند و گفت: «بگیر، مال خودت» و رفت.

 

بچه ها داشتند دعای کمیل می خواندند و می گفتند: «خدایا شب جمعه است و یک مشت گنه کار آمده اند... » یک دفعه ای وسط مجلس ظاهر شد و خیلی سریع و با خنده گفت: «غلط کردید گناه کردید، الآن اومدید... خدایا یک مشت گنه کار آمده اند، می خواستید گناه نکنید. مگه دست شما رو گرفتند و گفتند گناه کنید.» حرفش تمام نشده بود که چند نفر از بچه ها با دمپایی دنبالش کردند. شهید[... ] هم فقط می دوید...

 

این دو خاطره بالا را از یک نشریه فرهنگ و ادبیات دفاع مقدس نوشتم. شاید شما هم بسیار از این نمونه خاطرات شنیده باشید. یا مثلاً وقتی می خواهند شوخ طبعی یک شهید را نشان بدهند، از «تک زدن» یا به عبارتی «بلند کردن کمپوت های» تدارکات می گویند و از این قبیل. آیا به راستی معرفی این گونة شهید، ضد معرفی نیست؟ در خاطرات پیر و مراد شهدا می خوانیم: هنگامی که از مجلسی بیرون می آمدند، به شدت مراقب بودند که حتی پای خود را روی کفش دیگری نگذارند. حال چگونه است که ما اشتباهات شهید را به عنوان خاطرات خنده دار، که بعضاً الگوی دیگران هم قرار می گیرد، معرفی می کنیم؟ در حالی که بیشتر این اشتباهات مربوط به حق الناس است. در مورد الگوگیری هم چون خودم شاهد بودم، این چنین قاطعانه می گویم. البته شاید در بین بسیاری، در آن زمان این روابط سختگیرانه مطرح نبوده و به خاطر صمیمت بسیار بوده، ولی مطمئناً برای همه این گونه برخورد کردن یکسان نبوده و باز یادآوری می کنم مثالی را که از حضرت امام آوردم. به عنوان نمونه در خاطرة بالا شکستن حرمت ارتباط یک عده رزمنده با خدا و از بین بردن یک مجلس مورد احترام، چگونه قابل تصور است؟ البته که شهدای ما دارای مقام و رتبة بالائی هستند، ولی همان طور که می دانید شهدا هم دارای رتبه و مقام هستد و همه در یک جایگاه نیستند. بیان خاطرات زشت، آن هم دربارة حق الناس و در کنار آن، آوردن خاطراتی دربارة تقید به انجام حق الله، چه اثر بدی بر روی ذهن آماده نشدة خواننده و یا مغرض خواهد گذاشت؟ آیا لازم است با نشر چنین گناهان و اشتباهاتی از شهدا، آنها را برای دیگران سهل الوصول تر قرار بدهیم؟ که شاید همان شهید، نه تنها راضی نباشد، که در آن دنیا معذب نیز باشد. و در آخر اینکه مطمئناً بسیاری از این شهدا، از طرف خود حلالیت می گرفتند و نیز اینکه شاید بسیاری از این خاطرات، این گونه که برایمان تعریف می کنند نباشد. نباید یک طرفه به قاضی رفت.

 

در خاطرات پیر و مراد شهدا می خوانیم: هنگامی که از مجلسی بیرون می آمدند، به شدت مراقب بودند که حتی پای خود را روی کفش دیگری نگذارند. حال چگونه است که ما اشتباهات شهید را به عنوان خاطرات خنده دار، که بعضاً الگوی دیگران هم قرار می گیرد، معرفی می کنیم؟ در حالی که بیشتر این اشتباهات مربوط به حق الناس است.

*نام و نام خانوادگي :

پست الکترونيکي :

*مطلب :
۱) نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .
آخرين عناوين
پربازديدها
پربحث ترین ها