سه شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۷
قم شناسی
در فضیلت شهر خون و قیام، علم و اجتهاد
«مردى از قم ، مردم را به سوى خدا دعوت مى کند، افرادى گرد او جمع مى شوند که قلب هایشان همچون پاره هاى آهن ستبر است که بادهاى تند حوادث ، آنان را نمى لغزاند، از جنگ خسته نشده و نمى ترسند اعتماد آنان بر خداست و سرانجام کار از آن پرهیزکاران است »

در فضیلت شهر خون و قیام، علم و اجتهاد

 از زمره روایات ظهور، بپا خاستن مردى از قم و یاران وى مى باشد، از امام کاظم (ع ) روایت شده است که فرمود:

«مردى از قم ، مردم را به سوى خدا دعوت مى کند، افرادى گرد او جمع مى شوند که قلب هایشان همچون پاره هاى آهن ستبر است که بادهاى تند حوادث ، آنان را نمى لغزاند، از جنگ خسته نشده و نمى ترسند اعتماد آنان بر خداست و سرانجام کار از آن پرهیزکاران است »[1]
نکته قابل توجه این است که ، امام (ع ) در روایت ، تعبیر به «مردى از قم » نموده و نفرموده است از اهل قم ، مى توان این جمله را بر امام خمینى تطبیق داد. چه اینکه ایشان اهل خمین و ساکن قم مى باشند و اینکه او «مردم را به سوى خدا دعوت مى کند» نه فقط اهل قم و یا اهل مشرق زمین را. و به اینکه بادهاى تند کینه توزى دشمنان و یا جنگ و درگیریها که براى وى و طرفدارانش پیش مى آید، همچنان مقاوم مى ایستند و مبارزه مى کنند و هیچ تزلزلى به خود راه نمى دهند.
روایت ، زمان وجود این مرد را که به آن بشارت داده شده است مشخّص ‍ نکرده است امّا در تاریخ قم و ایران چنین شخصیت و یارانى داراى این صفات برجسته ، قبل از امام خمینى و طرفدارانش بى سابقه بوده است ... البته احتمال اینکه این روایت ناقص باشد وجود دارد و یا اینکه به مناسبتى ، امام آن را فرموده اند، همین روایت را صاحب بحارالانوار، از کتاب تاریخ قم نوشته حسن بن محمد بن الحسن قمى که هزار سال پیش آن را تاءلیف نموده است نقل کرده که متاءسفانه نسخه آن کتاب یافت نمى شود.
گاه گفته مى شود: درست است که در تاریخ قم و ایران ظاهر شدن چنین مرد وعده داده شده اى را با یارانى داراى صفات برجسته ، کسى سراغ نداشته است ... اما دلیلى هم نداریم که این روایت ، منطبق بر امام خمینى و طرفداران وى مى باشد شاید منظور مرد دیگر و یاران دیگرى باشد که در عصر و زمان ما ظاهر خواهند شد و یا اینکه بعد از مدتى طولانى و یا کوتاه خواهند آمد...
پاسخ : آرى درست است که در روایت ، آنگونه که بیان کردیم زمان این پیشامد مشخص و روشن نشده است اما مجموعه صفاتى که در روایت آمده ، بعلاوه آنچه که در روایات متعدد دیگر، پیرامون قم و ایران وارد شده است موجب اطمینان این معناست که مراد از صفات یاد شده ، امام خمینى و یاران وى مى باشند... بنابراین اگر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) و امامان (ع ) به حادثه و پیشامدى خبر دادند که منطبق بر وضع موجود باشد، معقول نیست که از آن چشم پوشى نموده و آن را بر قضیه و حادثه اى مشابه آن و یا واضح تر، که وعده پیامبر (صلى الله علیه و آله ) و اهل بیت او بر آن منطبق شود، حمل نمائیم .
از روایاتى که درباره قم و برترى و آینده آن از اهل بیت (ع ) نقل شده است به خوبى روشن است که این شهر نزد آن بزرگواران از ارزش و اهمیت ویژه اى برخوردار است ، بلکه مى توان گفت مؤ سس و بنیانگذار این شهر و طرح و ایجاد آن در قلب ایران در سال 73 هجرى ، بدست با کفایت امام باقر (ع ) بوده است که بعد از آن نسبت به این شهر عنایت خاصى داشته اند.
و آنان با دانشى که از جد بزرگوارشان داشته اند، خبر داده اند که در آینده ، این شهر مقدس از جایگاهى والا برخوردار خواهد شد و اهالى این شهر، از یاران باوفاى حضرت مهدى ارواحنا فداه خواهند بود.
برخى روایات ، تصریح دارد به اینکه فلسفه نامگذارى این شهر مقدس به قم مناسب با نام حضرت مهدى که قائم بحق است مى باشد و مناسب با قیام و بپا خاستن اهل قم و منطقه جغرافیایى آن شهر در زمینه سازى و یارى نمودن آن حضرت است از طرفى وجود یک آبادى ، در نزدیکى این شهر در زمان تاءسیس آن بنام کمندان و یا کمد، به این معنى نیست که در نامگذارى به «قم » عربى بودن این کلمه ملاحظه نشده است جز این مناسبت که نام آن قم گذاشته شده و یا تغییر و دگرگونى در نام فارسى آن بوجود آمده است به ویژه زمانى که تاءسیس این شهر از ناحیه علماء و روایت کنندگان حدیث ، از امام باقر و صادق (ع ) و زیر نظر آن دو بزرگوار بوده است ... عفّان بصرى از امام صادق (ع ) روایت کرده که گفت :
«امام (ع ) به من فرمود: آیا مى دانى از چه رو این شهر را قم مى نامند؟ عرض کردم : خدا و رسولش آگاهترند فرمود: همانا قم نامگذارى شده براى اینکه اهل قم اطراف قائم (ع ) گرد آمده و با وى قیام مى نمایند و در کنار او ثابت قدم مانده و او را یارى مى کنند»[2] 
این روایت ، و امثال آن قرینه هایى هستند بر اینکه آغاز تاءسیس شهر مقدس ‍ قم توسط عبدالله پسر مالک اشعرى و برادرش اءحوص و هواداران آنان که همگى از یاران خاص امام باقر (ع ) و راویان حدیث آن بزرگوار بوده اند همه اینها موجب این اطمینان است که تاءسیس این شهر به امر امام باقر (ع ) بوده است و این نام را آن حضرت براى این شهر انتخاب فرموده اند، نام قم در روایات به صیغه مذکر به معنى (بلد) (سرزمین ) و بطریق مؤ نث (بلدة ) (شهر) آمده است این کلمه (قم ) هم قابل صرف کردن است و هم بصورت غیرمنصرف به کار مى رود.
ظاهر برخى روایات این است که امامان (ع ) نسبت به شهر قم عنایت خاصى داشته اند و مفهومى را برتر و وسیع تر از یک شهر و توابع آن ، به این شهر بخشیده اند، لذا نام این شهر را به معناى خط و روش و اسلوب قم ، نسبت به ولایت اهل بیت (ع ) و قیام آنان با مهدى آل پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بکار برده اند. عده اى از بزرگان رى نقل کرده اند که حضور امام صادق (ع ) رسیدند و:
«عرض کردند: ما از اهل رى هستیم که خدمت رسیده ایم ، حضرت فرمود: خوش آمدند برادران قمى ما، سپس عرض کردند ما اهل رى هستیم ، حضرت فرمود: خوش آمدند برادران قمى ما مجددا عرض ‍ کردند: ما اهالى رى هستیم ، امام نیز کلام اول خود را تکرار کرد، آنان گفتند خود را چند بار یادآور شدند، امام نیز مانند اول آنان را پاسخ داد و چنین فرمود: خداوند داراى حرمى است که عبارت است از مکه مکرمه و پیامبر داراى حرمى است و آن مدینه منوره است و امیرالمؤ منین (ع ) داراى حرمى است که کوفه است و ما اهل بیت نیز داراى حرمى هستیم که آن شهر قم است ، بزودى بانوئى از سلاله من بنام فاطمه در این شهر دفن خواهد شد کسى که آن بزرگوار را در قم زیارت کند اهل بهشت مى باشد»
راوى گفت این سخن را امام صادق (ع ) زمانى فرمود که هنوز حضرت کاظم (ع ) متولد نشده بودند»[3]
یعنى قم ، حرم امامان (ع ) از اهل بیت ، تا زمان حضرت مهدى (ع ) و مرکز ولایت و یارى آن بزرگواران مى باشد و اهل رى و غیر آن نیز اهل قم محسوب مى شوند زیرا آنان نیز پیرو خط و روش اهل قم نسبت به اهل بیت (ع ) هستند. از این رو بعید نیست که مراد از اهل قم که در روایات آمده و اینکه آنان یاوران حضرت مهدى (ع ) مى باشند، همه ایرانیانى باشند که در ولایت و دوستى و جنگ و جهاد پیرو امامان (ع ) هستند، بلکه شامل مسلمانان غیرایرانى نیز بشود.
و معناى کلام راوى که گفت : «حضرت این کلام را زمانى فرمود که هنوز حضرت کاظم متولد نشده بود» یعنى این گفته امام صادق که قبل از ولادت امام کاظم بوده مشعر به این است که آن حضرت از ولادت نوه خویش فاطمه معصومه دختر موسى بن جعفر (ع ) پیش از ولادت پدر بزرگوارش یعنى قبل از سال 128 هجرى قمرى ، خبر داده است و اینکه آن بانوى بزرگوار در قم دفن خواهد شد، و این قضیه هفتاد سال بعد، تحقق پیدا کرده است ...
«بزرگان قم نقل کرده اند زمانى که ماءمون ، على بن موسى الرضا (ع ) را در سال 200 هجرى از مدینه خارج کرد و به طرف مرو، فرستاد در سال 201 هجرى خواهر گرامى او حضرت فاطمه معصومه در پى برادر از مدینه خارج شد و به سمت ایران حرکت کرد تا به شهر ساوه رسید در آنجا بیمار شد، سئوال کرد چقدر فاصله بین من و قم است ؟ عرض کردند ده فرسخ .»
«...زمانیکه این خبر به اولاد سعد یعنى سعد پسر مالک اشعرى رسید همگى با هم آهنگ ساوه نمودند تا از آن حضرت تقاضا کنند که به شهر آمده و در آنجا بماند چون حضور او رسیدند، موسى پسر خزرج از بین آن جمعیت خارج شد و بطرف حضرت رفته و مهار شتر ایشان را گرفته و تا قم همراهى کرد و آن بزرگوار را در منزل خویش جاى داد، پس از اقامت 16 یا 17 روز در شهر قم ، در اثر بیمارى قبلى به رحمت و رضوان الهى پیوسته و روح پاکش به ملکوت اعلى پر گشود. موسى پسر خزرج پس ‍ از مراسم غسل و کفن آن حضرت ، بدن شریفش را در زمینى که متعلق به خودش بود و هم اکنون نیز مرقد مطهرش در آنجاست ، بخاک سپرد و سقفى از بوریا و حصیر بر قبر آن حضرت سرپا نمود، تا زمانى که توسط زینب دختر حضرت جواد (علیه السلام ) بر قبر مطهر آن بزرگوار گنبد و بارگاهى بنا نمودند.»
از این روایات چنین بر مى آید، که فاطمه معصومه ، بسیار اهل عبادت و زهد و بزرگوارى بود، همانند مادرش حضرت فاطمه زهرا (س )، آن بزرگوار در عین اینکه از سن کمى برخوردار بود، اهل بیت (علیه السلام ) مقامى خاص ‍ و ارزش و اهمیت والایى داشت چه اینکه این مقام و منزلت حضرت ، نزد علماء و بزرگان قم نیز محرز بوده است زیرا براى ارج نهادن بمقام آن بانو از قم به طرف ساوه حرکت کرده و به استقبال وى شتافتند و پس از رحلت آن بانو، ساختمان نسبتا ساده اى بر مزارش ساخته سپس گنبدى بنا کردند و آنجا را زیارتگاه دوستداران اهل بیت قرار داده اند و عده اى از آن بزرگان وصیت کردن که در جوار حضرتش به خاک سپرده شوند.

 


در روایات آمده است که سن مبارک حضرت معصومه (س ) کمتر از بیست سال بوده است ، و شاید علت اینکه ایرانیها آن حضرت را «فاطمه معصومه » و یا «معصومه قم » مى نامند و به خاطر کمى سن آن بزرگوار باشد، زیرا معصوم در لغت فارسى به معناى بى گناه مى آید و از همین رو به طفل خردسال نیز که بى گناه است معصوم مى گویند و شاید هم به جهت طهارت و پاکدامنى و عصمت آن حضرت از گناه باشد، چون در مذهب شیعه عصمت بر دو نوع است : یک عصمتى که واجب است در امامان (علیه السلام ) وجود داشته باشد و این ، در مورد چهارده معصوم (علیه السلام ) ثابت است و دیگر عصمتى که جایز است و آن براى بزرگان و اولیاء خدا ثابت است که مقدس و پاک از گناهان و آلودگیهایند.
از روایت بعدى که از امام رضا (علیه السلام ) نقل شده است ، ظاهر مى شود که امامان (علیه السلام )، از بدو تاءسیس شهر قم ، مردم این شهر را به عنوان یاران حضرت مهدى (علیه السلام ) بشمار آورده اند و دوستى و محبت مردم این شهر نسبت به حضرت مهدى ، قبل از ولادت آن حضرت معروف بوده است از صفوان بن یحیا نقل شده است که گفت :
«روزى خدمت امام رضا (علیه السلام ) بودم ، سخن از اهل قم و علاقه آنان نسبت به حضرت مهدى (علیه السلام ) به میان آمد، آن حضرت براى آنان طلب آمرزش کرد و فرمود: خداوند از آنان خشنود باشد، آنگاه فرمود: بهشت داراى هشت در است که یکى از آنها مخصوص اهل قم مى باشد، آنان (اهل قم ) بهترین پیروان ما از بین شیعیان جهان هستند خداوند سبحان محبت و دوستى ما را در سرشت آنان قرار داده است »[4]
در روایت آمده است که درهاى بهشت به تناسب اعمال مردم بین آنان تقسیم بندى شده است ، از این رو بعید نیست که معنى این جمله که (یک در، ویژه اهل قم است ) این باشد که آنان را از در مبارزین و مجاهدین همراه امامان (علیه السلام ) و یا از در مخصوص شایستگان چنانکه در صفات آنها وارد شده است ، داخل بهشت مى شوند و گفته حضرت که «آنها بهترین پیروان ما از بین شیعیان جهان هستند» دلالت به فضیلت و برترى اهل قم بر سایر شیعیان دارد.
قابل توجه است که محبت اهل قم نسبت به حضرت مهدى (علیه السلام ) تاکنون همچنان پرشور و زنده باقى مانده است بلکه با پیروزى انقلاب اسلامى ایران ، این عشق به سر حد کمال رسیده است و این حقیقت را در ایمان و عملکرد و ظواهر زندگى آنان حتى در نامگذارى فرزندان و مساجد و مؤ سسات خود بنام آن حضرت ، به گونه اى که هیچ خانه اى از این نام خالى نیست ، مى توان مشاهده نمود.
برخى روایات دلالت دارد که ، بلا و گرفتارى از اهل قم دور است و خداوند سبحان کسانى را که بدخواه این شهر باشند، نابود مى گرداند. از ابان بن عثمان و حماد بن ناب روایت شده که گفتند:
«خدمت امام صادق (علیه السلام ) بودم که عمران پسر عبدالله قمى وارد شد، خدمت امام رسید و از او مسئول کرد. حضرت با وى بسیار با ملاطفت برخورد کرد، پس از رفتن آن مرد از امام (علیه السلام ) سئوال کردم ؛ این شخص که با او این همه خوشرفتارى فرمودى که بود؟ حضرت فرمود: او از خانواده بزرگواران ، یعنى : اهل قم بود هیچ ستمگرى درباره آنان نیت سوء نمى کند، مگر اینکه خداوند او را درهم مى شکند »[5]
در روایت دیگرى آمده است که «بلاء از قم دفع شده است »[6]
در جاى دیگر نقل شده است که :
«اهل قم از ما و ما از آنان هستم ، هر ستمگرى که درباره آنان اراده سوء داشته باشد مرگ او فرا مى رسد، تا زمانیکه به یکدیگر خیانت نکنند (و در نسخه دیگر: تا زمانى که تغییر روش ندهند) اما زمانى که آلوده به چنین اعمالى شدند، خداوند سبحان ، ستمگران را بر آنان حاکم مى کند، ولى آنان (اهل قم ) یاران قائم و بازگو کنندگان مظلومیت ما و رعایت کنندگان حقوق ما هستند، آنگاه رو به آسمان کرد و گفت : خداوندا آنان را از شر هر فتنه اى نگهدار و از هر گزندى نجات ببخش »[7]
از امام صادق (علیه السلام ) روایت شده است که فرمود:
«بلاها از قم و اهل آن دور شده است ، بزودى زمانى خواهد رسید، که قم و اهل آن حجت بر مردم خواهند بود و این در زمان غیبت قائم ، ما و ظهور وى مى باشد، اگر چنین نباشد زمین اهل خودش را فرو مى برد، فرشته هاى الهى بلاها را از این شهر و اهل آن دفع مى کنند هر ستمگرى که در حق آنان اراده بد داشته باشد، خداوند در هم کوبنده ستم پیشگان ، او را درهم مى شکند و یا به گرفتارى و مصیبت و یا دشمنى ، مبتلا مى گرداند، خداوند سبحان ، قم و اهلش را در زمان فرمانروائى ستمگران از یاد آنان مى برد آنگونه که ظالمان یاد خدا را فراموش کردند.» [8]
البته ، این بدین معنا نیست که به اهل قم اصلا بدى نمى رسد، بلکه ممکن است برخى مشکلات بر آنان وارد شود، ولى خداى بزرگ ، آنان دشوارى و بلا را از آنان دور نگه داشته و با الطاف گوناگون خویش آنها را یارى مى فرماید، که از بارزترین آنها، نابود کردن سرکشان و متجاوزین و مشغول نمودن آنان به گرفتاریهایى است که ، به اهل قم نپرداخته و بطور کلى از آنها یاد هم نمى کنند.
صاحب بحارالانوار دو روایت را، از امام صادق (علیه السلام ) که بیان کننده آینده شهر قم و نقش مکتبى آن پیش از ظهور حضرت مهدى (علیه السلام ) مى باشد آورده است .
روایت اول بیان مى دارد:
«خداوند بوسیله شهر کوفه بر سایر شهرها استدلال مى کند، همچنین به مؤ منان آن شهر بر سایر مؤ منین و به شهر قم بر سایر شهرها و بواسطه اهل قم بر جهانیان اعم از جن و انسان ، خداوند متعال اهل قم را مستضعف فکرى قرار نداده بلکه همواره آنان را موفق و تاءیید کرده است سپس فرمود: دینداران در این شهر در مضیقه زندگى مى باشند اگر غیر این باشد مردم به سرعت به آنجا روى مى آورند و آنجا خراب مى گردد و اهل آن تباه مى شوند و آنگونه که باید نمى تواند بر سایر سرزمین ها حجت باشد، زمانیکه موقعیت قم بدینجا برسد آسمان و زمین آرامش ندارد و ساکنان آنها لحظه اى باقى نمى مانند و بلا و گرفتارى از قم و اهل آن دفع گردیده است ، بزودى زمانى خواهد رسید که قم و اهل آن حجت بر مردم خواهند بود و این در زمان غیبت قائم ما و ظهور وى مى باشد. اگر چنین نباشد زمین اهل خودش را فرو مى برد، فرشته هاى الهى ماءمور دور نمودن بلاها از این شهر و اهل آن مى باشند هر ستمگرى که درباره آنان اراده بد داشته باشد، خداوند درهم کوبنده ستم پیشگان ، او را درهم مى شکند و یا به گرفتارى و مصیبت و یا دشمنى ، مبتلا مى گرداند، خداوند متعال نام قم و اهلش را در زمان فرمانروائى ستمگران از یاد آنان مى برد آنگونه که آنها یاد خدا را فراموش ‍ کردند.»
و روایت دوم مى گوید:
«بزودى شهر کوفه از مؤ منان خالى مى گردد و بگونه ایکه مار در جایگاه خود فرو مى رود علم نیز این چنین از کوفه رخت برمى بندد و از شهرى بنام قم آشکار مى شود و آن سامان معدن فضل و دانش مى گردد بنحویکه در زمین کسى در استضعاف فکرى بسر نمى برد حتى نوعروسان در حجله گاه خویش . و این قضایا نزدیک ظهور قائم ما به وقوع مى پیوندد، خداوند سبحان ، قم و اهلش را براى رساندن پیام اسلام ، قائم مقام حضرت حجت مى گرداند اگر چنین نشود زمین اهل خودش را فرو مى برد و در زمین حجتى باقى نمى ماند، دانش از این شهر به شرق و غرب جهان منتشر مى گردد، بدین سان بر مردم اتمام حجت مى شود و یکى باقى نمى ماند که دین و دانش به وى نرسیده باشد آنگاه قائم (علیه السلام ) ظهور مى کند و ظهور وى باعث خشم و غضب خداوند بر بندگان مى شود. زیرا خداوند از بندگانش انتقام نمى گیرد مگر بعد از آنکه وجود مقدس حضرت حجت را انکار نمایند.» [9]
از این دو روایت ، چند امر روشن مى شود:
الف اینکه دو روایت نقل به معنى شده اند، بعلاوه در آنها اندکى تقدیم و تاءخیر است اما آنچه که مهم است معنایى که این دو روایت در بر دارند.
ب از این روایتها استفاده مى شود، که نقش مذهبى شهر کوفه در دانش و پیروى از اهل بیت (علیه السلام ) نقشى مهم و بزرگ بوده ، اما در آستانه ظهور حضرت مهدى (علیه السلام ) مضمحل شده و از بین مى رود، البته کوفه شامل نجف نیز مى شود زیرا نام اصلى آن نجف کوفه بوده است بلکه گاهى مراد از کوفه عراق عنوان شده است چنانکه ما در جاى خودش بیان کردیم ، اما نقش مذهبى شهر قم همچنان ادامه دارد. و نزدیک ظهور حضرت از عظمت بیشترى برخوردار مى گردد، چنانکه دو فقره از روایت به این معنى اشاره دارد: «و این همه ، در زمان غیبت قائم ما و ظهور وى مى باشد» و «و این قضایا نزدیک ظهور قائم ما خواهد بود.»
ج نقش برجسته اعتقادى و ایدئولوژیکى شهر مقدس قم ، در آن زمان مخصوص ایران و یا شیعیان تنها نیست . بلکه نقشى است جهانى که حتى غیر مسلمان را نیز در بر مى گیرد «و بزودى زمانى خواهد رسید که قم و اهلش حجت بر مردم خواهند بود» «و یکى باقى نمى ماند که دین و دانش به وى نرسیده باشد» این بدان معنا نیست که دانش و مذهب ، از این شهر به فرد فرد مردم جهان مى رسد، بلکه بدین معناست که نداى اسلام و مطرح شدن آن ، طورى به جهانیان مى رسد که اگر کسى سعى در دست یابى به مقررات و دستورات اسلام داشته باشد، براى وى امکان پذیر خواهد بود.
البته چنین نقش تبلیغاتى مهمى براى شهر قم ، بستگى به برپائى حکومتى داراى دستگاههاى تبلیغاتى داشته ، بلکه متوقف بر مبارزات با سرکشان جهت استکبار دارد که این خود باعث رسیدن صداى اسلام از قم به جهانیان مى شود.
د این نقش بزرگ فرهنگى براى شهر قم ، سبب کینه توزى و دشمنى استکبار جهانى نسبت به این شهر مى گردد، یعنى نسبت به مطرح شدن اسلام از این شهر، این دشمنى با اسلام علت انتقام گرفتن خداوند از مستکبران ، بدست تواناى حضرت مهدى (علیه السلام ) مى شود، چرا که با این دشمنى حجت بر مردم تمام شده است و ایجاد گرفتارى توسط دشمنان ، از جنبه جهل آنان نسبت به اسلام نیست ، بلکه دشمنى و خصومت آنان ، صرفا کینه توزى و مخالفت با اسلام مى باشد.

 


قابل توجه است آنچه که در این دو روایت گفته شده در کوفه و عراق محقق شده است و در قم و ایران ، در آستانه تحقق است و در حقیقت قم و ایران بر ملتهاى مسلمان و سایر ملل جهان حجت هستند. حتى اگر قائل شویم که ایجاد چنین آگاهى که در این دو روایت آمده است در بین ملتهاى جهان ، ده ها سال بطول انجامد، باز هم شکستى نیست که برخى از آن مقدمات آغاز شده است . اما عبارت حدیث که «نزدیک ظهور قائم ما» است ، دلیل بر این است که بین تحقق چنین موقعیت جهانى براى شهر قم و بین ظهور حضرت مهدى (علیه السلام ) فاصله چندانى نیست .

*نام و نام خانوادگي :

پست الکترونيکي :

*مطلب :
۱) نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .
sahand
۹ ارديبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۲۳:۱۶
1
0
سلام
با تشکر از سایت زیباتون
تصاویر بیشتری از شهدا بزارید
یاسر
سلام
نه خداییش خوبه
۹ ارديبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۲۳:۱۸
آخرين عناوين
پربازديدها
پربحث ترین ها