يكشنبه ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷
سمیرا اسدی
جا مانده ام
هو الحق مانده ام جا مانده ام،آنها رفتند ولی انگار هیچ وقت نرفته اند و همیشه هستند ،من مانده ام اما انگار اصلا نبودم که بروم.اشک در چشمان من جمع می شود نا گاه بغض می شکند و نمی گذارد با غرور با عکسهای جبهه درد و دل کنم دوستانم یادش به خیر همان هایی که پر از ابهام رفت نها و نرفتنها نفس من را پر کرد و گاهی مجبور می شوم خود را دیوانه ای موجی جلوه دهم و راحت گریه کنم کاش من هم راهی راه حسین می شدم شهادت نصیب من بی کس می شد. سمیرا اسدی از قم 31/6/92
برچسب ها : دلنوشته
*نام و نام خانوادگي :

پست الکترونيکي :

*مطلب :
۱) نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .
آخرين عناوين
پربازديدها
پربحث ترین ها