چهارشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۷
سجده شکر
خاطره ای از زبان سید محمدحسینی همرزمِ روحانی شهید مدافع حرم محمدعلی قلی زاده

 

 

 

 

 

 

درخط مقدم مبارزه با تکفیری ها بودیم. برای این که بتوانیم دشمن را عقب برانیم و همچنین خودمان از تیررس دشمن در امان باشیم. در یک چهار دیواری که از بتن ساخته شده بود، مستقر شدیم و من شروع کردم با یک شی آهنی نوک نیز، برای خودم روزنه ای در دیوار ایجاد کنم تا تحرکات دشمن را زیر نظر داشته باشم.

همین که کارم تمام شد از همان روزنه تیراندازی را شروع کردم، حاج آقا از راه رسید و در  کنار من ایستاد و بعد از چند لحظه به من گفت :"آقا سید، اجازه می دهید من هم از روزنه ای که درست کردید تیراندازی کنم؟" به شوخی گفتم :"حاج آقا اگر دست های من را ببینی که چگونه زخم شده تا این روزنه را این جا ایجاد کردم." هنوز صحبت هایم تمام نشده بود که همان شی فلزی را برداشت و بلافاصله در چند متری من دیوار بلوکی را به سختی سوارخ و شروع به تیراندازی.

بعد از مدتی دیدیم مقاومت دشمن زیاد شده و هردو تصمیم گرفتیم تغییر موضع بدهیم. در چند متری ما ساختمان دیگری بود که قرار شد یکی پس از دیگری این ساختمان را ترک کنیم و در آنجا مستقر شویم. فاصله این دو ساختمان درست در تیررس دشمن بود و واقعا عبور از این فاصله کار بسیار سختی بود. چند بار این فاصله را رفتیم و آمدیم و بعد از چند بار متوجه شدیم از ساختمان روبرو قناسه زن های داعشی ما را زیر تیررس خود قرار داده اند. چند ساعی به همین منوال مقاومت کردیم.

دشمن برای این که ما را دور بزند از داخل درخت های زیتون به جناح سمت چپ ما نفوذ کرده بودند ومرتب ما را زیر آتش سنگین خود قرار می دادند. من خودم را به داخل ساختمان مجاور رساندم و حاج آقا همچنان همان جا درازکش به سمت دشمن تیراندازی می کرد و دشمن علاوه بر روبرو از سمت چپ هم، حاج آقا و دوستانشان را زیر شدیدترین آتش خود قرار داده بود و بچه ها یکی یکی آن موضع را ترک و جان پناهی برای خود پیدا می کردند.

در جابه جایی حاج آقا کاملا او را زیر نظر داشتم. سرانجام حاج آقا تصمیم گرفت که تغییر موضع دهد. به صورت نیم خیز از جایش بلند شد یک مقدار جلو آمد هنوز زانو هایش به زمین نرسیده بود که تک تیراندازان تکفیری سینه حاج آقا را هدف قرار داد و صدای "آخ" بلند او نظر من را به خودش جلب کرد.

وقتی نگاه کردم، لحظه شهادت، سجده ی شکر شهادت را به جا می آورد و در حال سجده، درجا شهید شد و ما نظاره گر شهادت این عزیز بودیم و در نهایت بعد از چند ساعت مقاومت توانستیم یک مقدار دشمن را عقب برانیم و خط را تثبیت و پیکر مطهر شهید را با نفربر پی ام پی، از منطقه عملیاتی خارج کردیم.

*نام و نام خانوادگي :

پست الکترونيکي :

*مطلب :
۱) نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .
آخرين عناوين
پربازديدها
پربحث ترین ها